حمید رضاحمید رضا، تا این لحظه: 23 سال و 4 ماه سن داره

دکترهای طب سنتی وسوالهای شما

پسرانم به خاطرتان بسپارید:

1391/11/18 14:59
143 بازدید
اشتراک گذاری

به درختان جنگل گفتم شما با این عظمت چرا  از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟

 

گفتند:رنجش ما از تبر از"دسته ی" آن است که از جنس خود ماست ...

یک هیزم شکن وقتی خسته می شه که تبرش کند شه نه وقتی که هیزمش زیاد شه ...

تبر ما باورامونه نه آرزوهامون...

برای  چراغ همسایه هم نور آرزو کن بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد ...

فراموش مکن تا باران نباشد رنگین کمان نیست تا تلخی نباشد شیرینی نیست وگاهی همین دشواری هاست که از ما انسانی نیرومند وشایسته تر می سازد ...

خواهی دید آری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز میکند.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)